در نهالستان

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

چه می شود؟...

اگر خورشید از سر مهر نتابد اگر باران نبارد

اگر چشمه سار هابخشکند اگر رود هانخروشند

اگردرختان خشک هرگز لباس سبز نپوشند

اگر نسیم نوزد

اگر آب زلالی ولطافت خویش را از دست بنهد

اگر آتش از حرارت وگرما تهی شود

اگر پرنده ها همه بی بال شوند

اگر سایه ی آسمان از سر زمین کم گردد

اگر هوای تنفس تمام شود...

...

راستی در آن صورت چهره زندگانی چطور خواهد بود؟

هر گاه محبت وانسانیت بمیرد مثل آن است که خورشید مرده است باران قهر

کرده است چشمه ها خشکیده اند آب زلال نیست و........

چهره زندگانی نا خوشایند وپر خراش شده است.

پس بیایید به شکرانه لطافت ها وخوبی ها که در هستی هست

انسان باشیم انسان بمانیم وانسانیت نماییم ..

فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست

تا تلخي نباشد شيريني نيست

و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر

مي سازد خواهي ديد ، آ ري

خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند

در جاده ای که انتهایش معلوم نیست،پیاده یا سوار بودن فرقی

نمیکنه....

اما اگر همراهی داشته باشی که تنهات نذاره...

بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه........

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن....

دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن....

چون به قلب همدیگه زخم زدن...

نمیتونن دشمن همدیگه باشن چون زمانی عاشق بودن....

تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن ...!!!

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...

فرشته پری به شاعر داد و شاعر شعری به فرشته...

شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی اسمان گرفت...

فرشته شعر را زمزمه کرد و دعایش مزه عشق گرفت...

خدا گفت:"زندگی برای هردوتان دشوار می شود...

زیرا شاعر را که بوی اسمان را بشنود زمین برایش کوچک است...

و فرشته ای که مزه عشق را بچشد اسمان برایش تنگ....

رهایی از قفس...

ما را در سایت رهایی از قفس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مرادی بازدید: 209 تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1391 ساعت: 16:38

صفحه بندی