
نخور آدم
نشو بدعت گر این کوچ نحس آدم
نخور آن سیب دردآلوده را بس کن
من از درد بیزارم ،نخور آدم
که آن سرخینه رنگش نیک میگوید که آتش در بدن دارد
نخور آدم
صدای زجه می آید برون از سیب
نخور آدم
خدا هم بگذرد از تو ،نمیبخشم تو را آدم
برچسب:
نویسنده: مرادی